PDF-01

PDF-02

PDF-03

PDF-04

PDF-05

دفاع از حقيقت و افشاء دروغ وشياديها ،عين شرافت و شجاعت است

 

هدف اين نوشته، بیان و تحلیل محتوا و شکل پدیده واحدی بنام "ناسیونالیسم ایرانی" است که اززوایای مختلف به آن و ارکان اصليش برخورد شده است.محتوای این پدیده درتحلیل نهائی به دین خوئی وعقل ستیزی ونُخبه- کُشی جامعه ما برمی گردد، جامعه ای که روحیهْ "پیروی واطاعت ازرهبر و دیکتاتور، ومقلد بودن به امام ومجتهد، و بالاخره سرسپردن به مرشد ومراد، قرن ها است كه در آن نهادینه شده و به عادت و اخللاق عمومی مُبدل گشته است.

این روحیه بجای محمد، زرتشت، بجای علی، کوروش و بجای جعفرصادق یا كُلِيني، فردوسی توسی را می نشاند. لذا"رژیم و بخش مهمي ازمخالفین اش، از لحاظ محتوا با هم فرقی ندارند، تنها اسم وموضوع مقدسات آنها فرق می کند، اما روحیهْ مقدس پرستی یعنی مذهبی را، رژيم "خدا پرستش" و غالب مخالفين "ايران- پرستش" پاس می دارند واختلافشان در نام بت هاي مورد پرستش است ،نه در رَستن از بت پرستي و خودِ پرستش، و رسيدن به آزادي و وارستگي.

 

چپ از لحاظ اعتقادی بظاهر ضد مذهبی، وازنظر روانشناسی و روحی بشدت مذهبی ایران نیز، بجای سه مقدس: دین حاکم (محمد،علی و جعفر صادق) ودين محکوم (زرتشت، کوروش و فردوسی)، زمانی (مارکس و لنین و استالین) را گذاشته بود و گروهی دیگرازآنان در برابر"پنج تن آل عبای"ِ تشیع، "پنج تن آل پرولتاریای": (مارکس، انگلس، لنین، استالین ومائو) را داشتند.

در همهْ اين موارد، شخصیت ها بجای هم می نشینند ولی روحیه،"ديكتاتور، امام ومراد"شدن در رهبران، و "تسلیم، تقلید و مرید شدن و سرسپردن" دراكثريت ملت، سرجای خود ثابت و پایداربوده و همچنان باقي مانده است. هرگزدید علمی وعقلی، واستدلالی و منطقی درجامعه استبداد زده، مقلد پرور و،سرسپرده ما، مورد اقبال ورغبت قرارنگرفته و نمی گیرد.

واژه "پانیسم" را من" وضع" ویا بقول اهل لغت"جَعل" کرده ام. استاد گرامی!"پانیسم" تنها به ملت، قوم (یابه قول شما "تیره"ونژاد)، یا ایل وتبار، وطبقه ی انحصارطلب و حاکم تعلق دارد"، ونه به تيره ها ومردمان وطبقات وفرهنگها وزبانها وادیان وعقاید سیاسی ِمَحکوم، كه درزیر سرکوبِ پلیسی قوم يا تيره وملت حاكم، برای آزادی، وگاه استقلال سیاسی، اقتصادی ویا فرهنگی (دینی- زبانی) خود مبارزهْ میکنند.

 

تعداد زبانها ولهجه های موجود درسا ل ۱۳۳۲( بنابه شماره یکِ فرهنگ ایران، فروردین ماه) درکشورایران، دویست عدد بود وامروزه تنها۷۵ لهجه وزبان باقی مانده است. اینان، یعنی: "پان فارسیست های بیماروجنایتکاروطنی" درطی این هشتاد و یکسال(خصو صا، در۲۵ سا ل آخر پهلوی) به بهانه "تحکیم وحدت ملی ایران"، حدود ۱۲۵ زبان ولهجه رانابود کرده اند. بعبارت دیگر"پان فارسیسم" حاکم، کشورایران رابه کشتار- گاه فرهنگها، زبان هاو"یادمانها" مُبدل ساخته است.

 

اُدباوعلمای"محترمی" که مزدوران قلم بدست، یا بی اَجرومُزد"پانیسم ها"میشوند،ودست بفرهنگ کُشی میزنند،درواقع از"آدلف آیشمن" و

پيروان اوجنایتکارترند، چراکه بامرگ هرزبان ولهجه یاعقیم ماندن پیشرفت هرزبان (ترکی،کردی،لری، بلوچی،ترکمنی وعربی و. .) دست به کشتار

ونابودی نسل های گذشته نیززده می شود!                                                                                                    ضیاء صدرالاشرافی